جایی حوالی دلهایمان ...

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | پنج‌شنبه 02 شهریور 1391 | ارسال نظر(0)

وقت های بی تابی

وقت هایی که تاب خودم را هم ندارم

تشنه ام ...

تشنه ی هوای آرام بخش کلام تو

تویی که سراسر آرامشی

اشک می ریزم

آه می کشم

بهانه می آورم

حتی بعید نیست که جیغ بکشم !

اما تو

همپای خستگی هایم می شوی

همپای دل شکسته ام درد می کشی

درد می کشی و دم نمی زنی

و این چنین است که تو

سراسر آرامش منی ...

به گمانم تمام این مستی ها

از جایی دیگر سر چشمه می گیرد

از جایی که بوی عشق می دهد

از جایی حوالی دل هایمان ...


آخرین مطالب پست شده
√ من از تو معذرت میخوام!
√ بدون شرح...
√ بدون شرح...
√ رفت
√ هرچقدر
√ آرزو
√ ماتم
√ تو به زانوهات می افتی...!
√ رویای ترانه
√ ترانه های بی چراغ

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا