هرچقدر

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | چهارشنبه 06 دی 1391 | ارسال نظر(0)

هر چقـدر این روزهـا دستـان من تنهــاتـرند

  

چشم هایت شب به شب زیبــاتر و زیبـاتـرند! 

 

راز داری های من بیهوده است . این چشم ها

 

از تمــام تـــابـلــو هــای جهــان گـویــاتـرند... 

 

من پَــر کـاهـی به دست باد پاییــزم ولی

 

چشـم های روشنت از کهــربا گیـراتــرند...

 

یک قــدم بـردار و از طوفـان آذر پس بگیر 

 

بــرگ هایی را از شـلاق بــاران ها تَـرند...! 

 

بـاد می آید ، درخت نـارون خــم می شود.

 

شـاخه های لخـت از دستـان من تنهــاتـرند....

 


آخرین مطالب پست شده
√ من از تو معذرت میخوام!
√ بدون شرح...
√ بدون شرح...
√ رفت
√ هرچقدر
√ آرزو
√ ماتم
√ تو به زانوهات می افتی...!
√ رویای ترانه
√ ترانه های بی چراغ
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران