عکس فیلم سریال موزیکmusic pic film video download

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | دوشنبه 08 اسفند 1390 | ارسال نظر(0)

 

من شعله بودم و نسیم مرا می برد
 تا باغ های پرستاره و پروانه
 تا چشمه های ناشناخته ی آفاق
 رود از هوای شعله ی من بال می گرفت
با مهره مهره موج تن خویش می نشست
 در رشته ی تنم
می رفتم و نوازش نفس آسمان حریر جامه ی من
 فرشته ی نسیم دست مرا در دست
 از غرفه های آبی
 تالارهای سرخ
 گذر می کرد
 با آنکه خویش موج رهایی بود
گهگاه
با قایق لطیف ابر سفر می کرد
ناگاه
 بانگی از آسمان و زمین برخاست
 توفان ز درد به خود پیچید
 شیون کشید زایش ناگه را
 در هرچه پنجه فرو می برد
بر دامن نسیم چنان آویخت
 کز آسمان مرا به خاک فرو افکند
اکنون
 سالی هزار می گذرد بر من
 دور از دیار خویش که بر خاک مانده ام
 تا کی مرا دوباره باز بیابد
آن نیمه ام
 گمگشته همچو من


 

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | شنبه 06 اسفند 1390 | ارسال نظر(0)
یه هزارپا از بالای درخت میفته پایین میگه: آخ پام پام پام پام

پام
پام
پام
پام
پام
پام
پام
همینجور بگو تا جونت درآد !!!

*********************************
همین الان یه منبع ناشناس که نخواست اسمش فاش
بشه خبری رو اعلام کرد که نخواست پخش بشه

*********************************
غضنفر تو ژاپن راننده ی تاکسی میشه
هرکی براش دست بلند میکنه میگه شوخی نکن دیگه
تورو الان رسوندم !

*********************************
امروز داشتم کتاب میخوندم یه جمله خیلی قشنگ توش دیدم…
خواستم لایک بزنم که یهو یادم افتاد کتابه نه شبکه اجتماعی…

*********************************
یه ضرب المثل ایرانی هست که هیچی نمیگه
همینطور فقط زل میزنه تو چشات !

اینجوری: Oo 
*********************************
احتمال میدم ضرب‌المثل یک دست صدا نداره
قبل از اختراع بشکن گفته شده باشه !

*********************************

فقط یه زن ایرانی میتونه هم بچه بـغلش باشه هم کیفش هم ساک بچه…
اونوقت شوهرش عینه دسته جارو کنارش راه بره …

*********************************

داشتیم با مامانم تو پاساژ راه میرفتیم
یهو مامانم هلم داد
داشتم با مخ میخوردم زمین!!!!
یگم چرا اینجوری می کنی؟؟؟؟
میگه قوز نکن!!!!

*********************************

نشستیم با فک و فامیل اسم فامیل بازی میکنیم…
داییم میوه از *ی* نوشته یه کیلو خیار..!!
هیچ جوریم زیر بار نمیره که قبول نیست…


*********************************

کلاغ اولی : غار
کلاغ دومی : غار ؟؟؟
کلاغ اولی : په نه په هتل ۵ ستار!

*********************************

هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش…
بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | شنبه 06 اسفند 1390 | ارسال نظر(1)
دوستم میپرسه تو هم مثل من به طبیعت و دریا و گل و چیزای رمانتیک علاقه داری؟ پـــ نه پـــ من فقط به زباله دونی و آشغال و توالت عمومی و چیزای چندش آور علاقه دارم!!!!

* مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یکدفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه می پرسن دردت اومد؟
پـــ نــه پـــ از اینکه می بینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری می کنید، دارم اشک شوق می ریزم!!!


* لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!!
پـــ نه پـــ ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده.

* دارم کمرمو با نبش دیوار می خارونم خواهرم میگه کمرت می خاره ؟
میگم پــــ نه پــــ دارم علامت گذاری می کنم واسه خرس ها راهو گم نکنن!!

* دارم چایی می خورم داغ بود سوختم داداشم می پرسه سوختی؟
می گم پـــ نه پـــ رفتم مرحله بعد!!!

* به همکارم می گم همین الان یه فیلم باحال دانلود کردم، می گه از تو اینترنت؟
پـــ نه پـــ از تو کانال کولر، اتفاقاً پهنای باندشم زیاده، قطعی هم نداره!!!

* رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!

* تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه: شما ایرانی هستین؟
می گم:پـــ نه پـــ ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن!!!

* رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟ میگه بله می خوایید برید پیششون؟
پـــ نه پـــ اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم!

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | شنبه 06 اسفند 1390 | ارسال نظر(0)
یه کم بخند برای روحیت خوبه !!!
امروز به من ثابت شد که ۲۰۱۲دنیا تموم نمیشه اخه یه چیپس خریدم انقضاشو نوشته بود ۲۰۱۵ !
خدایا به هر کس که دوست میداری بفهمان که اودکلن کار حمام را نمیکند!
دختره میره لوازم التحریری و میگه آقا کارت پستال تو تنها عشق منی رو دارید؟… مرده میگه : بله داریم. میگه : پس ۱۲تا بدید لطفا..!!! 
هر موقع بابام میگه بیا بشینیم دو کلام حرف بزنیم … از نمره ۱۳ ای که اول دبستان دیکته گرفتم تا هفته پیش که با دختر تو خیابون منو دید هرکارِ خلافی که کردم میاد جلو چشام !!
همیشه یکی از سوالای ذهنیم این بود که : چجوریه وقتی پسرا میرن حموم خوشگل میشن میان توی جمع … ولی وقتی دخترا میرن حموم زشت میشن و سریع میرن تو اتاقشون که کسی نبینتشون ؟؟
زندگی متأهلی یعنی به همسرت مسیج بدی: ای عشق، خداوند نگه‌دار تو باشد اونوقت جواب بگیری: یه بسته قارچ، آب‌لیمو، مرغ ، نون !

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | شنبه 06 اسفند 1390 | ارسال نظر(0)
وصیت نامه تکان دهنده بروسلی به همسرش

.

.

.

.

.

.

.

.

.



李小龍 遗嘱

曾头市晁盖中了毒箭,神医安道全也回天无力,终于命丧黄泉。弥留之际,原本“已自言语不得”的晁盖忽然醒了过来,“转头看着宋江”,谆谆嘱咐道:“贤弟保重。若哪个捉得射死我的,便教他做梁山泊主!”这便是晁盖的“临终嘱咐”,也是晁盖的惟一遗言。



晁盖这遗言好没道理。





!!!!!!اگه بلدی بخون
نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | شنبه 06 اسفند 1390 | ارسال نظر(0)

الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی
چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی
چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی
چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی
چرا مردی کند دعوی کسی کو کمتر است از زن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

تو ای بیمار نادانی که هذیان و هدر گفتی
به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی
تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی
به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی
چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی
به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی
مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی
به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی
اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی
ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل
فرو میریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل
چه گویم ای همه ساز تو بی قانون و هردمبیل
تو را یک شب نشد ساز و نوا در رادیو تعطیل
ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم
عدو را تا که ننشاندم به جای از پای ننشستم
به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم
چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم
کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن!
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد
ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد
سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد
چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد
تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد
نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد
چو تنها کرد هریک را به تنهایی بدو تازد
چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد
تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب و فن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد
چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد
مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد
هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد
تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

تو را تا ترک آذربایجان بود و خراسان بود
کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود
چه شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود
کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود
کنون ای پهلوان پنبه چونی نه تیر ماند و نی جوشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان
نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان
از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جان
مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان
دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | شنبه 06 اسفند 1390 | ارسال نظر(1)
قحطي!
اوايل دهه شصت نوجواني بيش نبودم، اما خوب به خاطردارم آن روزهايي را كه تنها شامپوي موجود، شامپوي خمره ايي زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم بايد از مسجد محل تهيه مي كرديم و اگر شانس يارمان بود و از همان شامپو ها يك عدد صورتي رنگش كه رايحه سيب داشت گيرمان مي آمد حسابي كيف مي كرديم. سس مايونز كالايي لوكس به حساب مي آمد و ويفر شكلاتي يام يام تنها دلخوشي كودكي بود. صف هاي طولاني در نيمه شب سرد زمستان براي 20 ليتر نفت، بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كاميون در محله ها توزيع مي شد، خالي كردن گازوئيل با ترس و لرز در نيمه هاي شب. روغن، برنج و پودر لباسشويي جيره بندي بود، نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را براي تهيه جهيزيه به دردسر مي انداخت و پوشيدن كفش آديداس يك رويا بود. همه اينها بود،
بمب هم بود و موشك و شهيد و ... اما كسي از قحطي صحبت نمي كرد!
يادم هست با تمام فشارها وقتي وانت ارتشي براي جمع آوري كمك هاي مردمي وارد كوچه مي شد بسته هاي مواد غذايي، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازير بود.
همسايه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهرباني بود، خب درد هم بود. امروز اما فروشگاه هاي مملو از اجناس لوكس خارجي در هر محله و گوشه كناري به چشم مي خورند وهرچه بخواهيد و نخواهيد در آنها هست. از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوي خارجي، لباس و لوازم آرايش تا موبايل و تبلت، داروهاي لاغري تا صندلي هاي ماساژور، نوشابه انرژي زا تا بستني با روكش طلا، رينگ اسپرت تا... و حال با تن هاي فربه، تكيه زده بر صندلي ها نرم اتومبيل هاي گرانقيمت از شنيدن كلمه قحطي به لرزه افتاده به سوي بازارها هجوم مي بريم. مبادا تي شرت بنتون گيرمان نيايد! مبادا زيتون مديترانه ايي ناياب شود! اشتهايمان براي مصرف، تجمل، پز دادن و له كردن ديگران سيري ناپذير شده است.
... مي شود كتابها نوشت... خلاصه اينكه اين روزها لبخند جايش را به پرخاش داده و مهرباني به خشم. هركس تنها به فكر خويش است به فكر تن خويش!
قحطي امروز قحطي انسانيت است
قحطي همدلي
قحطي عشق !
-------------------------------------------
پ.ن : نمیدانم نویسنده این متن کیست.

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | شنبه 06 اسفند 1390 | ارسال نظر(0)
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، می گویند آقا عزیز به سال 1336 در یزد به دنیا آمده است. این یعنی وقتی حضرت روح الله ، پرچم حیدری اش را بلند کرد ، آقا عزیز فقط 6 سال داشت . دانشجوی رشته معماری بود که حضرت روح الله بر جاده ای که روی قلب های ده ها میلیون ایرانی کشیده شده بود به ایران بازگشت . دانشجوی جوان یزدی ، درس و دانشگاه را رها کرد و یک سره دل سپرد به پیشوای 70 ساله اش و شد آن چه شد.
آقا عزیز ، از آن زمان که مسئولیت واحد خمپاره سپاه سوسنگرد را بر عهده داشت ، تا آن روز که فرماندهی قرارگاه نجف اشرف را بر عهده گرفت ، تا سال هایی که سکاندار نیروی زمینی سپاه بود و تا امروز که شمشیر بران ایران اسلامی را در پنجه دارد ، در تواضع و خاکی بودن ، زبانزد همه همرزمان و هم قطاران خویش است. او را باید شاگرد ممتاز مکتب ده ها سردار شهید چون اسحاق عزیزی ، محمد ابراهیم همت ،مهدی باکری ، مهدی زین الدین ، حسین خرازی و... دانست که بدون تعارف و شعار می توان ادعا کرد هنوز بوی آن شیرمردان معرکه های جهاد اصغر و اکبر را می دهد. و ای کاش تا آخرین روزهای حیاتش که مباد در بستر باشد ، با الطاف الهی در همین مسیر هدایت و رستگاری گام بردارد و عاقبش چون خیل همرزمان شهیدش گردد.
امروز مهندس محمدعلی جعفری ، که در سال های جنگ ، همه او را با نام عزیز جعفری می شناختند ، فرماندهی بزرگ ترین نیروی نظامی جهان اسلام را بر عهده دارد و مفتخر است که در سال های فرماندهی اش ،با خطی زرین ، پیروزی های بزرگی برای مجاهدان اسلام ناب محمدی در تاریخ به ثبت رسیده است. 
درود خدا بر سردار بزرگ اسلام و مالک اشتر لشکر علی زمان رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله الامام خامنه ای دامت برکاته . 
خدایا جانم به قربان این بزرگ مردان باد 
سردار بزرگوار خودت می دانی که از تو فقط یک اشاره 
از ما به سر و جان دادن .
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خامنه ای نگهدار 
رزمندگان اسلام نصرت عنایت فرما 
آمین یا رب العالمین 

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | شنبه 06 اسفند 1390 | ارسال نظر(0)
* قناعت ثروتی است كه پایانی ندارد.

* هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.

* شجاع ترین مردم آن است كه حرف حق را بزند.

* بزرگترین جهاد‌، مبارزه با نفس است.

* شمشیر آخته‌ دردست‌ مرد شجاع‌، عزیزتر از سخن‌ راست‌ نیست‌.

* زشت‌ ترین‌ سخن‌ راست‌، ستایش‌ انسان‌ از خویشتن‌ است.

* بهترین‌ گفتارها آن‌ است‌ كه‌ عمل‌ تصدیق‌ كند.

* هركه‌ نیكی‌ را از بدی‌ نشناسد، از چهارپایان‌ است‌ ! 

* باید مردم‌ در برابر حق‌ نزد تو مساوی‌ و یكسان‌ باشند.

* بر برادر تو همان‌ حقی‌ است‌ كه‌ تو داری. 

* من‌ گواهی‌ شخص‌ فاسق‌ را جز علیه‌ خودش‌ قبول‌ نمیكنم‌.

* نیكی‌ و احسان‌ را جز آدم‌ نادان‌ رد نمیكند. 

* آنكس‌ كه‌ تو را بیم‌ دهد، مانند كسی‌ است‌ كه‌ تو را مژده‌ دهد. 

* دشمن‌ دانا از دوست‌ نادان‌ بهتر است‌.

* دوری‌ و جدایی‌ دوستان‌ ، غربت‌ و تنهایی‌ است.

* حاجت‌ از دست‌ دادن‌ بهتر كه‌ از نااهل‌ خواســتن‌ !

* آرزوهایتان‌ را به‌ كسانی‌ متوجه‌ كنید كه‌ دلهایتان‌ آنها را دوست‌ دارد.

* شكیبایی‌ مركبی‌ است‌ كه‌ خسته‌ نشود.

* شخصیت‌ مرد زیر زبان‌ اوست‌.

* عبرتها چه‌ بسیار است‌، لیكن‌ پند گرفتن‌ كمتر است.

* اگر درباره‌ كسی‌ مشكوك‌ باشید، به‌ دوستانش‌ نگاه‌ كنید.

* هر تنفس‌ انسان‌ گامیست‌ كه‌ بسوی‌ مرگ‌ بر میدارد.

* مردم‌ دشمن‌ چیزهایی‌ هستند كه‌ نمیدانند.

* بهترین‌ زهدها، پنهان‌ داشتن‌ آن‌ است. 

* شگفتا! آیا خـلافت‌ و حـكومت‌ با رفاقت‌ و خویشی‌ هم‌ میشود ؟!

* عدالت‌ زمامدار نیكوتر از خیر روزگار است. 

* هرگز كسی‌ را به‌ مبارزه‌ و جنگجویی‌ دعوت‌ نكن.

* روز دادستانی‌ و عدالت‌ از ظ‌الم‌، سختتر از روز ستم‌ بر ستمدیده‌ است.

* حكومت‌ خود را با ریختن‌ خون‌ حرام‌، استوار نكن‌.

* هرگز یاور ستمكار نباش‌.

* حكمت‌ را با نااهل‌ نگویید كه‌ به‌ حكمت‌ ستم‌ كرده‌اید.

* به‌ گوینده‌ نگاه‌ نكن‌، حرف‌ را در نظ‌ر بگیر.

* بزرگواری‌ با خرد و ادب‌ است‌، نه‌ با اصل‌ و نسب‌.

* عقل‌ و خرد، شمشیر برنده‌ایست.

* دانش‌ نگهبان‌ توست‌، در حالیكه‌ تو ثروت‌ را باید محافظت‌ كنی.

* بی‌ ارزشترین‌ مردم‌، كم‌ دانشترین‌ آنهاست.

* دانشمندان‌، به‌ علت‌ كثرت‌ نادانان‌ غریبند.

* مرگ‌ بزرگ‌ همان‌ فقر و بینوایی‌ است.

* فقر و تنگدستی، مرد باهوش‌ را گنگ‌ و لال‌ میكند.

* انسان‌ به‌ نعمتی‌ نمیرسد مگر اینكه‌ نعمت‌ دیگری‌ را از دست‌ میدهد.

* از قرض‌ كردن‌ بپرهیزید

* قرض‌ كردن‌ زبونی‌ و خواری‌ است‌.

* غم‌ وغصه‌ نیمی‌ از پیری‌ است‌.

* قصاص‌ و انتقام‌ قبل‌ از جنایت‌، درست‌ نیست‌.

* من‌ به‌ خاط‌ر سوء ظن و بدگمانی، كیفر نمیدهم‌.

* تو را از عجله‌ و شتاب‌ در سخن‌ و كار نهی‌ میكنم‌.

* خداوند به‌ مردم‌ پناه‌ داده‌ تا از ستم‌ دور باشند.

* زمامداران‌ بوسیله‌ ظالم‌ آزمایش‌ میشوند. 

* با توده‌ جماعت‌ باشید، چراكه‌ دست‌ خدا با جماعت‌ است‌.

* هركه‌ از حق‌ تجاوز كند راهش‌ گم‌ میشود.

* زكات‌ پیروزی‌ عفو و بخشش‌ است‌.

* ذمه‌ء من‌ در گرو آن‌ چیزی‌ است‌ كه‌ میگویم‌.

* صفتی‌ بدتر از دروغ‌ وجود ندارد.

* برای دنیا به گونه ای زندگی كن كه گویی تا ابد زنده ای و برای آخرت به گونه ای زندگی كن كه گویی لحظه مرگت نزدیك است.

* فرزندان‌ خود را بااخلاق‌ خود تربیت‌ نكنی، زَیرا كه‌ آنان‌ برای‌ زمانی‌ غیراز زمان‌ شما خلق‌ شده‌اند.

* هیچ‌ فقیری‌ گرسَنه‌ نمانده‌ مگر درسایه ‌آنكه‌ ثروتمندی‌ از حق ‌او بهره‌مند گشته‌ است.

فرمایشاتی زیبا از رسول نور و رحمت حضرت محمد مصطفی(ص)


نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | شنبه 06 اسفند 1390 | ارسال نظر(1)
سوالات کنکور امر به معروف و نهی از منکر
سوال ۱: زنی بسیار بد حجاب با ظاهری نامناسب همرا با شوهر خود در پیاده رو هستند، شما چه کاری انجام می دهید؟

الف)چیکار به مردم دارم. هر کسی رو تو قبر خودوش میذارن

ب) سرم را می اندازم پایین و ازکنارشان میگذرم و تو دلم میگم امان از بد حجابی

ج) میروم روبرویشان و میکویم خانم حجابتونو درست کنید.

د) با خودم میگم یه دست که صدا نداره فوقش بگم. اگه بهشون بربخوره چی! اگه داد بیداد کنه چی!اگه...

ه) به شوهرش میگم: آقا میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم. بعدش میارمش این طرفتر بهش میگم: از دور که میومدم دیدم آقایون خیره خیره به همسر شما نگاه میکنن، دیدم صحنه جالبی نیست، گفتم شاید بهتر باشه بهتون بگم. 

(تا می گوییم نهی از منکر، فورا درذهن مجسم می شود که اگر یک نفر در خیابان رفتار و لباسش خوب نبود، یکی باید بیاید و او را نهی از منکر کند; فقط این نیست. این جز دهم است. نهی از منکر در همه زمینه های مهم وجود دارد. مثلا کارهایی که افراد توانادستشان می رسد و انجام می دهند; همین سو استفاده از منابع عمومی; همین رفیق بازی در مسائل عمومی کشور، در باب واردات، در باب شرکتها و در باب استفاده از منابع تولیدی و غیره/بیانات مقام معظم رهبری
آخرین مطالب پست شده
√ افسانـــ ـه
√ نفرین
√ شکارچی
√ فقط محض خنده
√ لیست جدید ممنوع​ التصویر​ شده های ایران! (فقط بخند)
√ 14 روش کارامد برای خوشمزه کردن غذا!!!!
√ دکتر ناشی
√ عشق واقعی
√ سادگـــــــــــی...
√ چند نکته ی مهم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران