خدا خواست

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | جمعه 22 اردیبهشت 1391 | ارسال نظر(0)

 

خدا خواست اينقدر تنها نباشم گل باغ بي برگ و بارم تو باشي

شنيدم که مي آيد از سمت باران بهاري که اميدوارم تو باشي

چه مي شد اگر روزگارم تو باشي بهارم تو باشي خزانم تو باشي

فقط يک هوس دارم اينکه هميشه به هر جا که پاميگذارم تو باشي

کمي کودکانه اما نمي شد که اسب تو باشم سوارم تو باشي

صدا کن که در حجم اين بي کسي ها کنار تو باشم کنارم تو باشي

تو باشي بعد از تو دنيا نباشد تو باشي شب و روزم تو باشي

خدا خواست چشمم براه تو باشد که مهتاب شبهاي تارم تو باشي



آخرین مطالب پست شده
√ من از تو معذرت میخوام!
√ بدون شرح...
√ بدون شرح...
√ رفت
√ هرچقدر
√ آرزو
√ ماتم
√ تو به زانوهات می افتی...!
√ رویای ترانه
√ ترانه های بی چراغ

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا