زن و شوهر

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | دوشنبه 11 دی 1391 | ارسال نظر(0)

زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده بودند برای تبرک و گرفتن نصیحتی از پير دانا

نزد او رفتند. پيرمرد دانا به حرمت زوج جوان از جا برخاست و آنها را کنار خود

نشاند او از مرد پرسی د: تو چقدر همسرت را دوست داری!؟ مرد جوان لبخندی زد

و گفت: تا سرحد مرگ او را می پرستم! و تا ابد هم چنین خواهم بود! و از

همسرش نيز پرسید: تو چطور! به همسرت تا چه اندازه علاقه داری!؟ زن شرمناک

تبسمی کرد و گفت: من هم مانند او تا سرحد مرگ دوستش دارم و تا زمان مرگ از

او جدا نخواهم شد و هرگز از این احساسم نسبت به او کاسته نخواهد شد. پير

عاقل تبسمی کرد و گفت: بدانید که در طول زندگی زناشویی شما لحظاتی رخ می

دهند که از یکدیگر تا سرحد مرگ متنفر خواهید شد و اصلا هیچ نشانه ای از علاقه

الآنتان در دل خود پیدا نخواهید کرد. در آن لحظات حتی حاضرنخواهید بود که یک

لحظه چهره همدیگر را ببینید. اما در آن لحظات عجله نکنید و بگذارید ابرهای ناپایدار

نفرت از آسمان عشق شما پراکنده شوند و دوباره خورشید محبت بر کانون گرمتان

پرتوافکنی کند. در این ایام اصلا به فکر جدایی نیافتید و بدانید که "تاسرحد مرگ

متنفر بودن" تاوانی است که برای "تا سرحد مرگ دوست داشتن" می پردازید.

عشق و نفرت دو انتهای آونگ زندگی هستند که اگر زیاد به کرانه ها بچسبید، این

هردو احساس را در زندگی تجربه خواهید کرد. سعی کنید همیشه حالت تعادل را

حفظ کنید و تا لحظه مرگ لحظه ای از هم جدا نشوید   /**/


آخرین مطالب پست شده
√ من از تو معذرت میخوام!
√ بدون شرح...
√ بدون شرح...
√ رفت
√ هرچقدر
√ آرزو
√ ماتم
√ تو به زانوهات می افتی...!
√ رویای ترانه
√ ترانه های بی چراغ

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا