شنیدم

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | چهارشنبه 19 مهر 1391 | ارسال نظر(0)


 

شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد

 

 

فريبنـده زاد و فريبـا بميرد

 

 

 

شب مرگ از بيـم آنجا شـتابد

 

 

كز مرگ غافل شود تا بميرد

 

 

 

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

 

 

كه خود در ميان غزلها بميرد

 

 

 

گروهي برآنند كه اين مرغ شـيدا

 

 

كجا عاشقي كرد ،آنجا بميرد

 

 

 

شب مرگ از بيـم آنجا شـتابد

 

 

كز مرگ غافل شود تا بميرد

 

 

 

من اين نكته گيرم كه باور نكردم

 

 

نديدم كه قويي به صحرا بميرد

 

 

 

چو روزي ز آغوش در يا برآمد

 

 

شبي هم در آغوش دريا بميرد

 

 

 

تو درياي من بودي آغوش باز كن

 

 

كه مي خواهد اين قوي زيبا بميرد

 

 


آخرین مطالب پست شده
√ من از تو معذرت میخوام!
√ بدون شرح...
√ بدون شرح...
√ رفت
√ هرچقدر
√ آرزو
√ ماتم
√ تو به زانوهات می افتی...!
√ رویای ترانه
√ ترانه های بی چراغ

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید