همه دنيام شده ديوار پر از ديواراي سنگي نمي كشن منو دردا همين درداي دلتنگي صبوري هاي دل با من/ به من برگشتنت با تو چه قدر دوري ازم عشقم چه قدر راهه ازم تا تو رهام كن از هجوم درد از اين تنهاييه هرزه به دلتنگيه من برگرد به دنيايي كه بي مرزه كشندست زهر تنهايي كه من هر لحظه مي نوشم همين لحظه منو درياب بيا برگرد به آغوشم بدون تو يه آوارم اسير صدتا ديوارم تا وقتي كه نفس باشه به داشتنت اميدوارم پرم از حس دلتنگي از اشك و گريه بسيارم از هر چي بين ماست خستم از اين ديوارا بيزارم ولي بازم يه ديوونم تويي عشقم همه جونم تا روز مرگ من جز تو به هيچ كس دل نمي سپارم اگه حتي به من عشقي نداشته باشي ممنونم تو روز مرگ من با عشق تا پاي جون دوست دارم برگرد برگرد به آغوشم عشقم كه ديگه نمي تونم
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید