post

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | سه‌شنبه 10 آبان 1390 | ارسال نظر(0)

 

چرا از مرگ می ترسید؟

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید؟

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه میدانید؟

مپندارید بوم ناامیدی باز،ببام خاطر من میکند پرواز.

مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است.

مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است.

مگر "می" این چراغ بزم جان مستی نمی آرد!

مگر افیون افسونگر نهال بیخودی را در زمین جان نمی کارد؟

مگر این می پرستیها و مستی ها برای یک نفس آسودگی از رنج هستی نیست؟

مگر دنبال آرامش نمی گردید؟ چرا از مرگ می ترسید؟

کجا آرامشی از مرگ خوشتر کس تواند دید؟

می و افیون فریبی تیز بال و تند پروازند

اگر درمان اندوهند،خماری جانگزا دارند.

نمی بخشد جان خسته را آرامش جاوید،چرا از مرگ می ترسید؟

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه میدانید؟

بهشت جاودان آنجاست .

جهان آنجا و جان آنجاست.

گران خواب ابد ،در بستر گلبوی مرگ مهربان،آنجاست!

سکوت جاودانی پاسدار شهر خاموشی است.

همه ذرات هستی،محو در رویای بی رنگ فراموشی است.

نه فریادی،نه آهنگی،نه آوائی،نه دیروزی،نه امروزی،نه فردایی

جهان آرام و جان آرام،زمان در خواب بی فرجام

خوش آن خوابی که بیداری نمی بیند!

سر از بالین اندوه گران خویش بردارید!

در این دوران که از آزادگی نام و نشانی نیست.

در این دوران که هرجا"هرکه را زر در ترازو،زور در بازوست"

جهان را دست این نامردم صد رنگ بسپارید!

که کام از یکدگر گیرند و خون یکدگر ریزند

در این غوغا فرو مانند و غوغاها برانگیزند.

سر از بالین اندوه گران خویش بردارید!

همه،بر آستان مرگ راحت،سر فرود آرید

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه میدانید؟

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید؟چرا از مرگ میترسید؟


آخرین مطالب پست شده
√ افسانـــ ـه
√ نفرین
√ شکارچی
√ فقط محض خنده
√ لیست جدید ممنوع​ التصویر​ شده های ایران! (فقط بخند)
√ 14 روش کارامد برای خوشمزه کردن غذا!!!!
√ دکتر ناشی
√ عشق واقعی
√ سادگـــــــــــی...
√ چند نکته ی مهم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران