post

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | چهارشنبه 11 آبان 1390 | ارسال نظر(0)

 

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد 

یا آن که گدایی محبت شده باشد 

دلگیرم از آن دل که در آن حس تملک 

تبدیل به غوغای حسادت شده باشد 

دل در تب و طوفان تنوع طلبی چیست؟ 

باغی ست که آلوده به آفت شده باشد 

خودبینی و خودخواهی اگر معنی عشق است،

بگذار که آیینه نفرت شده باشد! 

از وهن خیانت به امانت چه بگویم

آنجا که خیانت به خیانت شده باشد!

شرمنده عشقیم و دل منجمد ما

جا دارد اگر غرق خجالت شده باشد 

مقصود من از عشق نه این حس مجازی ست

ای عشق مبادا که جسارت شده باشد


آخرین مطالب پست شده
√ من از تو معذرت میخوام!
√ بدون شرح...
√ بدون شرح...
√ رفت
√ هرچقدر
√ آرزو
√ ماتم
√ تو به زانوهات می افتی...!
√ رویای ترانه
√ ترانه های بی چراغ

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید