post

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | پنج‌شنبه 12 آبان 1390 | ارسال نظر(0)

 

نگاهم به آسمان بود آنگاه که تو........................ سر بر روی شانه ام گذاشتی
تو عاشقانه من را به آغوش کشيدی و من................. غرق در اشک بودم تو که اين گونه من
را دوست داری بگذار تا در آغوشت به خواب......... بروم خوابی عميق که بيداری در ان نباشد
انقدر در آغوش تو بودن لذت بخش هست که دوست.. دارم هيچ گاه من را رها نکنی اری عزيزم من
با تو ام تو اي که هر لحظه بودن با تو به تمام اين دنيای خاکی می ارزد. تو که عشقه پاک و معصومانه  
خود را به من ارزنی کردی، تو که تنها ستاره ی شب های تار من هستی آری تو . دستانت را دوست
دارم چرا که از گرمايه ان زندگی دوباره ميگيرم . با من بمان که ديگر شيشيه عمره من در 
دستان پاک توست. تو زيبايی همانند ماه برای اسمان ، همانند ماهی سرخ 
عيدی کناره سفره هفت سين. اری عشق هر ثانيه گرمای نفس 
هايت را احساس ميکنم ،صدای قلبت که مانند تيک تاک
ساعت هر لحظه به گوشم ميرسد را ميشنوم.
زندگی من با تو زيباست و حتی مرگ 
من در آغوش تو کنارم باشی 
حتی مرگ هم زيباست که
با تو تجربه 
کنم  


آخرین مطالب پست شده
√ افسانـــ ـه
√ نفرین
√ شکارچی
√ فقط محض خنده
√ لیست جدید ممنوع​ التصویر​ شده های ایران! (فقط بخند)
√ 14 روش کارامد برای خوشمزه کردن غذا!!!!
√ دکتر ناشی
√ عشق واقعی
√ سادگـــــــــــی...
√ چند نکته ی مهم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران