سرافکنده به پیش و دست ها گره کرده در پشت از اندیشه
قدمزنان در جادة ابر و سر به هم آوردگان همیشه سبز
به آهستگی دری کهنه را به سوی باغ های کودکیش می گشاید
آنسو کودکی شادی کنان سرک میکشد، پیرمردی نشسته به تماشای غروب خستگی در میکند
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید