براي روزایـــی که بـــاور ساده ای داشتم "همه آدمــــا رو دوســــت داشتم"
مــــرگ مادر کوزت را بــاور میکردم و از زن تناردیه کینــــه به دل میگرفتــــم
دلـــم میخواست ممُل رو پیــــدا کنم
از نجاری ها که میگذشتم گوشه چشمی به دنبـــــال وروجـــــک بودم
تمام حسرتـــــم از دنیــــــا نوشتن با خـــــودکار بود
...
برا دوستیهای خالصـــــانه دلم تنگه...
خيلي...
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید