اگه یه روز بری سفر بری زپیشم بی خبر به شب میگم پیشم بمونه به باد میگم تا صبح بخونه بخونه از دیار یاری ،چرا می ری تنها می زاری اگه فرا مو شم کنی تر ک آغوشم کنی پرنده ی دریا می شم ،تو چنگ موج رها می شم به دل می گم خاموش بمونه میرم که هر کسی بدونه می رم به سوی اون دیاری که توش منو تنها نذاری اگه یه روزی نوم تو ،تو گوش من صدا کنه دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه به دل می گم کاریش نباشه ،بذاره درد تو دوا شه بره توی تموم جونم که باز برات آواز بخونم اگه بازم دلت می خواد که یار یکدیگر باشیم مثال ایوم قدیم ،بشینیم و سحر پا شیم باید دلت رنگی بگیره، دوباره آهنگی بگیره بگیره رنگ اون دیاری که توش منو تنها نذاری اگه می خوای پیشم بمونی بیا تا باقی جوونی بیا تا پوست و استخونه نذار دلم تنها بمونه
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید