باران

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | دوشنبه 11 دی 1391 | ارسال نظر(0)

 

باران که می ‌بارد، میل در آغوش کشیدنت و بوسیدنت افزون می ‌شود

و شعله های سرکش این میل جانم را می‌سوزاند. زیر باران می ‌روم و خیره به

آسمان آرزو می‌کنم : ای کاش کنارم بودی دلارام من، زیر این باران دوشادوش هم و

دست در دست هم ... عاشق تر از همیشه، شیداتر و دیوانه ‌تر... فارغ از همه

بایدها و نبایدهای عالم، فارغ از حس پشیمانی و پریشانی... شاید مست مست،

شاید مدهوش و مخمور، شاید... آری رها... رها از همه بندهای این جسم و این

عالم، رها از همه خط قرمزها و تابلوهای ممنوع... رها از هر چه قانون و قاعده و

محدوده...

تو نیز عاشق‌تر و شیداتر... تو نیز مخمور و مست... اندکی عاشقانه‌ تر

زیر این باران 

بمان ابر را بوسیده‌ام تا بوسه‌ بارانت کند



 


آخرین مطالب پست شده
√ افسانـــ ـه
√ نفرین
√ شکارچی
√ فقط محض خنده
√ لیست جدید ممنوع​ التصویر​ شده های ایران! (فقط بخند)
√ 14 روش کارامد برای خوشمزه کردن غذا!!!!
√ دکتر ناشی
√ عشق واقعی
√ سادگـــــــــــی...
√ چند نکته ی مهم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران