ت مثل تنها

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | پنج‌شنبه 02 شهریور 1391 | ارسال نظر(0)

سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد


تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد


بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من که


بغض آشنای ابر گریه می خواهد بهاری کن


مرا جانا، که من پابند پاییزیم و آهنگ


غزلهای جوانم گریه می خواهد چنان دق


کرده احساسم میان شعر تنهایی که حتی


گریه های بی امانم، گریه می خواهد تنهايي همين است ... تكرار نامنظم من بي


تو ! بی آنکه بدانی ... برای تو نفس می



آخرین مطالب پست شده
√ من از تو معذرت میخوام!
√ بدون شرح...
√ بدون شرح...
√ رفت
√ هرچقدر
√ آرزو
√ ماتم
√ تو به زانوهات می افتی...!
√ رویای ترانه
√ ترانه های بی چراغ

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا