دیوار

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | شنبه 14 مرداد 1391 | ارسال نظر(0)

رو ديوار حسرت نوشتم اي كاش.

چشم بستم تا نبينم ادمي

ادمي در حسرت يك همدمي

ميتوان اندوه را برچهره ديد

ميتوان از ادمي نقشي كشيد

نقش را برتاروپود دل زدن

اندكي بادل دراين خلوت شدن

من كيم يك ادم بي رنگ و بو

من همانم يك سياحي يك نمور

باخود ازتنهايي و غم گفته ام

با دلي پردرد و ماتم گفته ام

تاكي از بيگانگي حي دم زدن

ازتوورسوايي و رستن زدن

باز با اين حنجره ميخوانمت

 

ازدرون تارپودو مي خوانمت



آخرین مطالب پست شده
√ من از تو معذرت میخوام!
√ بدون شرح...
√ بدون شرح...
√ رفت
√ هرچقدر
√ آرزو
√ ماتم
√ تو به زانوهات می افتی...!
√ رویای ترانه
√ ترانه های بی چراغ

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید