طراوت عشق

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | سه‌شنبه 14 آذر 1391 | ارسال نظر(0)

تکیه میدهم به درختی که پاییز تمام سرسبزی اش را به تاراج برده است…

اخرین دکمه ی پالتویم را میبندم و دستانم را ها می کنم…

هوا سرد است…

باران می بارد…

و من دستان تو را که دور کمرم حلقه شده اند حس میکنم…

قطره های باران از روی شاخه ها روی صورتم می ریزد…

من حتی عطر تنت را استشمام میکنم…

تو کجایی نمیدانم؟…

اما هر کجا باشی یادت "همیشه" بامن است…

خیالت راحت که هیچ پاییزی طراوت عشقت را به تاراج نمیبرد!!!


آخرین مطالب پست شده
√ من از تو معذرت میخوام!
√ بدون شرح...
√ بدون شرح...
√ رفت
√ هرچقدر
√ آرزو
√ ماتم
√ تو به زانوهات می افتی...!
√ رویای ترانه
√ ترانه های بی چراغ

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید