می نویسم

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | سه‌شنبه 05 دی 1391 | ارسال نظر(0)

3cvhvm9jz084c25ucjli.jpg

مینویسم با چشمای خیس،با یه دنیا بغض

از حال خودم گریه م میگیره،دلم میسوزه واسه خودم

چرا صداقت،عشق،محبت،انسانیت،انصاف و .... مرده؟

دلم میخواد فریاد بزنم،انقدر که دیگه هیچ حسی برام نمونه

چون هیشکی حرفام و نمیفهمه ،هیشکی درکم نمیکنه،چقدر حس میکنم تنهام ...

کاش یکی باشه پیشم بشینه،هیچی نگه،حتی نمیخوام دلداریم بده یا سرزنشم کنه

فقط به حرفام گوش بده،بزاره این دلم یه کم سبک بشه

دلم واسه روزهای خوب تنگ شده،دلم حتی واسه یه لبخند تنگ شده

ازاین گریه هایبی وقفه خسته شدم

کجایی؟چرا نیستی؟ اون روزی که برات از احساسم میگفتم از عشقم،با یه دنیا مهربونی شنونده خوبی بودی

حالا کجایی؟حالا که شب و روزم شده اشک ریختن،چرا نیستی لعنتییییییییییییییییییییییی؟یعنی تاوان عشق من اینه؟


آخرین مطالب پست شده
√ من از تو معذرت میخوام!
√ بدون شرح...
√ بدون شرح...
√ رفت
√ هرچقدر
√ آرزو
√ ماتم
√ تو به زانوهات می افتی...!
√ رویای ترانه
√ ترانه های بی چراغ

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید