وقتی که عاشم شدی

نویسنده: funsite | موضوع: [Post_Cat_Title] | یکشنبه 29 مرداد 1391 | ارسال نظر(0)

وقتي که عاشقم شدي پاييز بود و خنک بود

تو آسمون آرزوت هزارتا بادبادک بود

تنگ بلوري دلت درست مث دل من

کلي لبش پريده بود همش پر ترک بود

وقتي که عاشقم شدي چيزي ازم نخواستي

توقعت فقط يه کم نوازش و کمک بود

چه روزا که با هم ديگه مسابقه مي ذاشتيم

که رو گل کدوممون قايق شاپرک بود ؟

تقويم که از روزا گذشت دلم يه جوري لرزيد

راستش دلم خونه ي ترديد و هراس و شک بود

ديگه نه از تو خبي بود ، نه از آرزوهات

قحطي مژده و روزاي خوش و قاصدک بود

يادم مياد روزي رو که هوا گرفته بود و

اشکاي سرخ آسمون آروم و نم نمک بود

تو در جواب پرسشم فقط همينو گفتي

عاشقيمون يه بازي شايد ، يه الک دولک بود

نه باورم نمي شه که تو اينو گفته باشي

کسي که تا ديروز برام تو کل دنيا تک بود

قصه ي با تو بودن و مي شه فقط يه جور گفت

 

کسي که رو زخماي قلب من مث نمک بود

 



آخرین مطالب پست شده
√ من از تو معذرت میخوام!
√ بدون شرح...
√ بدون شرح...
√ رفت
√ هرچقدر
√ آرزو
√ ماتم
√ تو به زانوهات می افتی...!
√ رویای ترانه
√ ترانه های بی چراغ

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا